جانباز ۵۰ درصدی که بعد از نامیدی از مسئولین، امیدش به مقام معظم رهبری است

در باب حماسه و جهاد نوشته ای داریم با عنوان “جانباز ۵۰ درصدی که بعد از نامیدی از مسئولین، امیدش به مقام معظم رهبری است” که امیدواریم مورد بهره برداری شما قرار بگیرد.

به نوشته خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، نه خانه‌ای ویلایی در شمال تهران دارد و نه هیچ پست و مقامی دولتی؛ تنها سهمش از سفره‌ انقلاب، خانه‌ای اجاره‌ای است در جاهای جنوبی و نزدیکی‌های خیابان شوش تهران و تخت بستری‌اش در کنج خانه و یک ابزار اکسیژن که بتواند با آن به سختی نفس بکشد و سخت‌تر زندگی کند و بالاترین آرزویش نه تمنیات دنیایی است و نه… حتی آرزویش شهادت‌ در راهی است که با همرزمان شهیدش هم عهد شد و با هم در آن گام نهادند. با همسری معلول که از قضا با جسم بیمارش با افتخار و با جان‌ و دل از جانبازش پرستاری می‌کند، پرستاری که عاشقانه بیمارش را دوست دارد و بیان می کند که شرمنده‌ همسر جانبازم هستم که نمی‌توانم به توجه به این همه درد‌های جان‌کاه و تشنج‌های سرسام آورش، برایش کاری کنم. آن‌قدر جان‌کاه که با روزی ۱۰۰ میلی‌گرم متادون هم دردهای جسمی‌اش آرام نمی‌شود!

این رزمنده‌ پای در رکاب روز قبل و امروز نظام و انقلاب، امام راحل و رهبری معظم انقلاب، جانباز ۵۰ درصد دفاع مقدس است که این روز‌ها در هوای آلوده‌ تهران و در افکار غلط عده ای مردم درمقایسه با زندگی جانبازان، خانواده‌های معزز شهدا و رزمندگان، (از قبیل افکار به‌ دور از انصافی که پیرامون‌ مدافعان حرم اهل‌ بیت (ع) و حریم انقلاب و ایران اسلامی کم و بیش نقل می‌شود و متأسفانه می باشد!) به سختی نفس می‌کشد.

«رضا محمودی» جانباز ۵۰ درصد دوران دفاع مقدس است که در قسمت اول گفت‌وگو با وی متوجه شدیم که امروز بعد از سال‌ها، در هیاهوی غبارآلود شهر، در روزگاری که عده‌ای برای نشستن بر صندلی مسئولیت از هر حرف و اتهامی به نیروهای پیشرو کم نمی‌گذارند، با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می‌کند، و با اینحال پیشتر به قسمت دوم این گفت‌وگو می‌پردازیم.

این جانباز ۵۰ درصد دوران دفاع مقدس بعد از این‌که مسئولین در منزلش حاضر شدند و وعده‌های فراوانی دادند با این وجود رفتند و پشت سر خود را نگاه نکردند، امروز چشم امیدش به دیدار با مقام معظم رهبری است، با تلخی مخصوصی بیان می کند تا به‌ حال لایق زیارت مولا و مقتدایم نبوده‌ام و کاش کسی از بیت مقام عظمای ولایت، من و همسرم را برای زیارت رهبرم شفاعت کند.

حتما بخوانید   لزوم انتقال ارزش‌های دفاع مقدس در پوشش هنر

بیان می کند من این همه درد را تحمل می‌کنم تا مولا و رهبرم در دنیا و قیامت از من راضی باشد و اگر به‌ دلیل ناتوانی جسمی‌ام، در پاسداری از اهداف و آرمان‌های انقلاب و خون مطهر شهیدان کوتاهی داشته‌ام، امیدوارم که با بزرگواری‌شان من را عفو بفرمایند.

این جانباز دوران دفاع مقدس مشکلات عدیده‌ جسمی‌اش دلیل نشد تا از کار‌های فرهنگی دست بکشد. ضمن فعالیت در ثبت و ضبط تاریخ شفاهی دفاع مقدس در نهاد‌ها و سازمان‌های مختلف، نامه‌ای به مسئولین امر نوشت و از آن‌ها خواست تا امکاناتی حتی در حد یک اتاق خالی در محلات شهر به وی بدهند تا بهمراه همسر در بیشتر مواقع همراهش به کار‌های فرهنگی که تجربه و تخصص آن را دارد پرداخت کند، با اینحال انگار تا به‌ حال حرفش به گوش کسی نرسیده است!

برای دوستانش جای تعجب دارد که با این شرایط حاد جسمی‌اش به چه نحو در سال ۹۴ به مدت شش ماه تمام بدون وقفه، برای انجام کارهای نشست‌های شهدا در خوزستان مستقر شد و لحظه‌ای برای جهاد فرهنگی آرام و قرار نداشت تا نشست‌ شهدا به نتیجا مقصود رسید. افتخار می‌کند که وجودش و جسم و جانش را فدای اسلام، انقلاب، امام و مقام معظم رهبری کرده است.

بریده‌ای از روزنامه‌ای را نشان‌مان می‌دهد، در آن سرمقاله‌ای به چشم ‌می‌خورد، سر مقاله‌ای که صبر و رضا بودنش به قضا و قدر الهی (در اوج تالمات جسمی و روحی و سخت حادش در بیمارستان) را اثبات می‌کند. سرمقاله‌ای که در آن با التماس از دوستان خاصش در مشهدالرضا، خواهش می‌کرد که دعایش کنند که اگر برنامه ریزی شده است در این امتحان الهی ناشکیبا باشد، نفسش قطع شود.

این برادر جانباز به توجه به این‌که از کوتاهی‌ها و این‌که کسی سری به وی نمی‌زند و احوالی از ایشان نمی‌پرسد، ناراحت و دلتنگ است، با اینحال به آن‌هایی که می‌شناسندش و یا برخی مردم که گاهی به دیدارش می‌آیند، بدون هیچ ملاحظه‌ای مطرح  می‌کند که هر کسی که با نظام، انقلاب، آرمان‌های شهدا و امام خمینی (ره) و نیز مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) عناد دارند، حق ندارند پای تخت بستری‌اش بنشینند، یا این‌که در خانه‌اش بیایند.

محمودی بیان می کند که تحت هیچ شرایطی راضی نیست تا نامحرمان به آرمان‌های انقلاب و امام خمینی (ره) و شهیدان، پای درد دل وی بنشینند! بیان می کند که آن‌ها حق ندارند غصه‌ ما و شرایط سخت خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم را ببینند.

حتما بخوانید   شهادت فرزندم را از خدا خواستم/ سعادت امروز سعید را مدیون امام (ره) هستم

وی تأکید می‌کند که این مردم حق ندارند ببینند که من با مشکلات جسمی فراوان، چندان توانی برای راه رفتن و بالارفتن بیش از ۴۰ پله آن هم بدون آسانسور را ندارم. با اینکه همسرم نیز معلول است و رفت و آمد بیش از ۴۰ پله نیز خود برای‌مان بحران است، با اینحال به اجبار و به‌دلیل عدم توان اجاره‌ منزلی دیگر، به سختی در آن سکونت داریم.

از مسئولین بیان می کند، از مسئولینی که مانند در بیشتر مواقع وعده می‌دهند، با اینحال زود یادشان می‌رود که باید پشت و پناه جانبازان و خانواده‌‌های معظم شهدا و ایثارگران باشند.

به اشتراک درد و دل‌هایش واضح بود که خیلی دوست دارد بسیجیان محله‌اش و نیز سردار «غلامحسین غیب‌پرور» مدیرعامل سازمان بسیج مستضعفین به منزلش بیایند و پای صحبت‌ها و دردهایش بنشینند.

ایشان پیشتر سخنانش نیز از سردار «حسین دهقان» که زمانی ریاست بنیاد شهید و امور ایثارگران را برعهده داشت، سپاس‌گذاری کرد که در سال ۸۳ برای رفع مشکلات فراوانش و با درک وضع حاد خانوادگی وی، پایین یکی از نامه‌هایش نوشت: «خدا برما ببخشاید» با وجود این که نتیجه‌ای از آن نامه حاصل نشد!

این جانباز دوران دفاع مقدس از ابوالشهید سردار «انصاری» قائم مقام وقت بنیاد شهید و امور ایثارگران به نیکی یاد کرد که به‌خاطر شرایط خاصش به دیگر سری‌ها سفارش وی را کرد، با وجود این که بعد‌ها کاری انجام نشد!پ

محمودی بیان می کند که حتی از مسئولین امر خواهش کردم که بیایند از همسایه‌هایم که از اتباع بیگانه‌اند و در طرف دیگر التماس‌هایم جهت درک شرایطم هیچ حرمتی قائل نیستند، خواهش کنند و از آن‌ها بخواهند که به‌دلیل اینکه دائم روی این تخت در کنج منزل بستری ام، کمی مراعات حالم را بکنند. با اینحال هیچ کسی توجه نکرد!

جانباز ۵۰ درصدی که بعد از نامیدی از مسئولین، امیدش به مقام معظم رهبری است

برادر جانبازمان از کوتاهی مسئولین گله‌مند است، گله‌مند است که مسئولین و سازمان‌های مسئول حتی حاضر نیستند که برای رفت و آمد خودش و همسر معلولش به مراکز درمانی یک آمبولانس در اختیارشان قرار دهند. موقعیت مالی خودش هم در حدی نیست که بتواند آمبولانس خصوصی بگیرد یا آژانس کرایه کند.

از مسئولین گله‌مند است که در اندک موارد که به منزلش آمدند، پای تخت بستری‌اش نشسته‌اند و وعده‌هایی دادند، با اینحال با استناد به معمول وعده‌های‌شان را فراموش کردند و دیگر حتی جواب تلفنش را نیز نمی‌دهند!

حتما بخوانید   «نادر نصیری» مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ شد

از مسئولین گله‌مند است، چرا که حتی با استناد به درخواست‌های مختلفش مبنی بر این‌که در کار‌های پژوهشی در عرصه دفاع مقدس توانایی دارد و قبلا تلاش نموده است، کمکش نکردند تا برایش شغلی ایجاد شود تا در بستر آن کار عزتمندانه، به کسب درآمدی آبرومندانه برای گذراندن زندگی‌اش با همسر و سه فرزندش پرداخت کند.

ممکن است بگویید که مگر بنیاد شهید به جانبازان حقوق نمی‌دهد؟! مگر به جانبازان رسیدگی نمی‌کند؟!

جواب این است که بنیاد شهید ماهیانه مبلغی را با اسم حقوق به این جانباز  ۵۰ درصد می‌دهد، با اینحال در این شرایط اقتصادی مجبور است چهار پنجم از این مبلغ را بابت اجاره خانه بدهد، خانه‌ای که با زلزله‌ی خفیف واپسین تهران، دیوارهایش ترک خورده است! و مسئولین محترم بنیاد شهید مطلع هستند که تنها ۴۰۰ هزار تومان برای وی به توجه به همسری معلول و سه فرزند باقی می‌ماند.

از بسیجی‌های محله‌شان هم گله‌مند است که در طول ۲۸ سالی که در همسایگی‌شان جانبازی زندگی می‌کند، هیچ کسی نه سراغش را می‌گیرد و نه به عیادتش می‌آید تا حرفی از درد و دل‌ها و دغدغه‌های این پیشکسوت جهاد و شهادت بشنود!

این جانباز در پیامی که برای یکی از مسئولین ارسال کرده بود، برایش نوشته بود: «نکند که احساس کنید تاریخ مصرف ما تمام شده است. ما هنوز برای جانفشانی برای انقلاب به اندازه‌ خون مطهر همرزمان شهیدمان و فرمان با این وجود امرمان مقام عظمای ولایت انگیزه داریم… ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما عدم ماست».

خلاصه اینکه این‌ها همه نه قصه و جریان بود و نه رمان، حتی اندکی ناچیز از زندگی و آلام جانباز شیمیایی، نابینا و اعصاب و روانی بود که این روز‌ها در کنج خانه‌اش، با اینحال در نزدیکی خیلی از ما‌ به فراموشی سپرده شده است. با اینحال دعدغه‌ی عده ای از مسئولین اجرا کنسرت در مشهدالرضا و گرفتن جشن تولد برای صفحه‌ اینستاگرام‌شان شده است. کاش قدر سرمایه‌های حقیقی کشورمان را بیشتر بدانیم.

انتهای پیغام/ ۱۱۳

امیدواریم نوشته “جانباز ۵۰ درصدی که بعد از نامیدی از مسئولین، امیدش به مقام معظم رهبری است” مورد قبول علاقه مندان قرار گرفته است.

منبع

نویسنده : 
تاریخ انتشار : اردیبهشت ۸, ۱۳۹۷
دسته بندی : حماسه و جهاد

دیدگاههای کاربران