دعاهای پدر شهید بعد از ۲۹ سال مستجاب شد/ جستجو از منطقه عملیاتی تا منزل آزادگان

در باب حماسه و جهاد نوشته ای داریم با عنوان “دعاهای پدر شهید بعد از ۲۹ سال مستجاب شد/ جستجو از منطقه عملیاتی تا منزل آزادگان” که امیدواریم مورد بهره برداری شما قرار بگیرد.

شجاع رستمی پدر شهید تازه شناسایی شده «صبور رستمی» در گفت‌وگو با
خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، در تشریح تازه ترین دیدار خود با فرزند شهیدش اظهار داشت:
موقعیت مالی خوبی داشتیم. صبور کار و پول خوبی داشت؛ با اینحال خودش خواست تا زودتر از
موعد به خدمت سربازی برود. من هم مانع رفتنش نشدم.

وی اضافه کرد: در سال ۶۷ مدت طولانی به مرخصی نیامد. با مقداری پول به محل
اعزام پسرم رفتم. به وسیله دوستانش به وی پیغام دادند که به پشت جبهه بیاید. از صبور
درخواست کردم تا فرمانده و محل استقرارش را ببینم؛ با اینحال ایشان نپذیرفت و با اصرار من را
سوار ماشین کرد و برگرداند. گمان نمی‌کردیم که این تازه ترین دیدار ما باشد.

رستمی خاطرنشان کرد: مدتی بعد از مفقودی پیکرش به ما خبر گمنامی‌اش را
دادند. بعد از صدور قطع‌نامه بهمراه چند نفر به دهلران رفتم تا خبری از پسرم
بگیرم؛ با اینحال از آنجا‌یی که محل خدمت صبور در تازه ترین اعزامش تغییر کرده بود، هیچ کس ایشان
را نمی‌شناخت. حتی شهادتش را هم کسی ندیده بود. در لحظه جست‌وجو یک مین منفجر شد و ما
چند نفر به زمین افتادم. به وسیله ماشین آب به درمانگاه اندیمشک رفتیم و چند روز بعد
راهی تهران شدیم.

پدر شهید رستمی تشریح کرد: از هلال احمر آدرس منزل اسرای آزاد شده را می‌گرفتم
و با تصویر به درب منزلشان می‌رفتم. تنها یک نفر از آن‌ها صبور را می‌شناخت. ایشان به
ما گفت که صبور برای جلوگیری از دشمن داوطلبانه به همراهی گروهی به خط مقدم رفت و
از آن پس هیچ کس از موقعیت ایشان خبر نداشت.

وی با بیان این که صبور هرگز من را از خودش نرنجاند، اضافه کرد: ۲۹ سال چشم انتظار بازگشتش بودم. در مراسم تشییع
شهدا به ویژه شهدای گمنام کمپانی می‌کردم. در سال‌های در ابتدا مفقودی، به راستی باور
نداشتم که پسرم شهید شده باشد، می‌گفتم برمی‌گردد. در در طول این سال‌ها دعا می‌کردم
که زودتر برگردد و خدا را شکر که قبل از مرگم پیکرش بازگشت.

پدر شهید رستمی تصریح کرد: سه دختر و سه پسر داشتم. یکی از پسرانم نیز در سالهای قبلی بود که فوت کرد. همسرم طاقت دوردستی از دو فرزندش را نیاورد و سکته کرد. سال ۸۲ همسرم در چشم‌انتظاری از دنیا رفت.

وی اظهار داشت: یکدفعه خواب دیدم که صبور بچه‌ است و من ایشان را در آغوش
گرفتم. از من می‌خواست تا لباسش را به ایشان بدهم. این خواب همزمان بود با وقتی که
بنیاد شهید و امور ایثارگران درخواست کرده بود تا لباس و وسایل شخصی وی را داخل
موزه قرار دهد، بعد از دیدن این خواب رضایت دادم.

پدر شهید رستمی در توصیف تازه ترین وداع با پیکر شهیدش، گفت: با وضو آمدم
و پیکر مطهر پسرم را در آغوش گرفتم. از مسئولین معراج شهدا در خواست کردم تا پلاک
صبور را به من نشان بدهند، بدلیل آنکه هنوز قلبم بیان می کند که صبور سالم برمی‌گردد. با
دیدن استخوان‌ها و پلاک پسرم یقین یافتم که چشم انتظاری به انتهای رسیده است.

برادرزاده شهید رستمی: بازگشت شهید جواب ۳۰ سال دعاهای پدربزرگم است

سعید رستمی برادرزاده شهید «صبور رستمی» اظهار داشت: دوران چشم
انتظاری به خانواده بسیار سخت گذشت. هر بار که خبر می‌آمد که شهیدی شناسایی و یا
تفحص شده است، پدر بزرگم بی‌تاب می‌شد. گمان می‌کرد پسرش بازگشته است.

وی با بیان این که پدر بزرگم همرزمان عمویم را در در طول این‌ سال‌ها تا
خانه ابدی همراهی کرد، گفت: پدربزرگم می‌دانست که پسرش شهید شده است؛ با اینحال قلبا نمی‌خواست
تا این مسئله را قبول کند. حتی وقتی که با ما رابطه دریافت کردند و گفتند که پیکر شهید
شناسایی شده است، باز هم پدربزرگ شک داشت.

استجابت دعاهای پدر شهید بعد از 29 سال/ جستجو از منطقه عملیاتی تا منزل آزادگان

برادرزاده شهید رستمی عنوان کرد: وقتی که خبر بازگشت پیکر عمویم را
به پدربزرگم دادیم، دست‌هایش را رو به آسمان گرفت و گفت: «خدا را شکر که بعد از ۳۰
سال، دعاهایم مستجاب شد.»

ایشان در خصوص حال و هوای معراج شهدا، گفت: در تشییع شهدا کمپانی می‌کردم و
از حال و هوای معنوی آن سود می‌بردم؛ با اینحال امروز که برای بار نخست به معراج شهدا
آمدم، حال و هوای معنوی تازه ای را تجربه کردم.

برادرزاده شهید رستمی تصریح کرد: وقتی که پیکر عمویم را در آغوش
گرفتم از وی خواستم تا من را نیز در آخرت شفاعت کند.

خواهر شهید رستمی: برادرم در خواب نوید بازگشتش را داد

حسنی رستمی خواهر شهید «صبور رستمی» اظهار کرد: برادرم یک سال از من
کوچک تر بود. ایشان از جبهه برای ما نامه می‌فرستاد و می‌خواست تا مراقب پدر و
مادرمان باشیم. به علاوه از طرف دیگر از حال خود نیز برای ما می‌نوشت. در تازه ترین تماسی هم که با
وی داشتیم گفت که بعد از عملیات برمی‌گردد؛ با اینحال دیگری خبری از ایشان نشد.

وی عنوان کرد: به توجه به اینکه سال‌های فراوانی از مفقودی برادرم می‌گذرد؛ با اینحال می‌گفتیم که روزی برمی‌گردد. به توجه به اینکه پدر بیش از همه ما بی‌تاب دیدن برادرم
بود؛ با اینحال مادرم و دیگر عضو های خانواده را به صبوری دعوت می‌کرد.

استجابت دعاهای پدر شهید بعد از 29 سال/ جستجو از منطقه عملیاتی تا منزل آزادگان

رستمی در توصیف سال‌های چشم‌انتظاری گفت: در طول سال‌های مفقودی به دفعات
و به دفعات به بنیاد شهید و امور ایثارگران مراجعه می‌کردیم تا ممکن است خبری از بازگشتش
به ما بدهند؛ با اینحال هر بار با یک جواب مواجه می‌شدیم. آن‌ها می‌گفتند «پیکر صبور
رستمی مفقود است.»

خواهر شهید خاطرنشان کرد: پدرم بسیار دنبال صبور گشت تا آنجایی که به
منطقه عملیاتی نیز رفت؛ با اینحال با دست خالی بازگشت. به توجه به اینکه از موقعیت صبور بی‌خبر
بودیم؛ با اینحال حضورش را همراه با خانواده احساس می‌کردیم. به علاوه از طرف دیگر هر ساله برایش مراسم
یادبودی برگزار می‌کردیم. گاهی نیز خوابش را می‌دیدم که نوید می‌داد که برمی‌گردد
و می‌گفت که جایش خوب است و ما نگرانش نباشیم.

انتهای پیغام/ ۱۳۱

امیدواریم نوشته “دعاهای پدر شهید بعد از ۲۹ سال مستجاب شد/ جستجو از منطقه عملیاتی تا منزل آزادگان” مورد قبول علاقه مندان قرار گرفته است.

منبع

حتما بخوانید   قطعنامه‌ای که ويرانگر كاخ تبليغات استكبار شد
نویسنده : 
تاریخ انتشار : آبان ۹, ۱۳۹۶
دسته بندی : حماسه و جهاد

دیدگاههای کاربران