روزی که اسلام به تکامل نهایى رسید

در باب فرهنگ و هنر نوشته ای داریم با عنوان “روزی که اسلام به تکامل نهایى رسید” که امیدواریم مورد بهره برداری شما قرار بگیرد.

به نوشته گروه فرهنگ و هنر دفاع
پرس
، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در قسمت نکته‌های تفسیر نمونه ذیل بخشی از آیه ۳ سوره
مبارکه «مائده» به روز عید غدیر در قرآن اشاره کرده است که متن آن پیشتر می‌آید؛

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ
وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا ۚ فَمَنِ
اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ ۙ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ؛
امروز، دین شما را برای شما علاقه مندان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را بعنوان
آیین (جاودان) شما پذیرفتم ـ امّا کسانى که در حال گرسنگى، ناچار شوند، و علاقه به
گناه نداشته باشند، (مانعى ندارد که از گوشت‌هاى ممنوع بخورند) ـ خداوند، آمرزنده و
مهربان است». (مائده/ ۳)

یعنى کدام روز است که این «چهار جهت» در
آن جمع شده، هم کافران در آن مأیوس شده‌اند، و هم دین کامل شده، هم نعمت خدا تکامل
یافته، هم خداوند آیین اسلام را با اسم آیین نهایى مردم جهان پذیرفته است.

پیرامون این مثال، به اشتراک مفسران سخن بسیار
است، ولى آنچه جاى شک نیست این است که: چنین روزى باید روز بسیار مهمى در تاریخ زندگى
پیامبر(صلى الله علیه وآله) باشد، نه یک روز ساده و عادى و معمولى، چونکه این همه ارزش
براى یک روز عادى معنى ندارد.

لذا در پاره‌اى از روایات آمده است: بعضى
از یهود و نصارى با شنیدن این آیه، گفتند: اگر چنین آیه‌اى در کتب آسمانى ما نقل شده
بود، ما آن روز را روز عید قرار مى‌دادیم.

اکنون می بایست از روى قرائن، نشانه‌ها و تاریخ
نزول این آیه، و این سوره و تاریخ زندگانى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و روایاتى که
از منابع مختلف اسلامى به دست ما رسیده، این روز مهم را پیدا کنیم:

۱ ـ آیا منظور روزى است که احکام بالا پیرامون
گوشت‌هاى حلال و حرام نازل شده؟

مطمئناً چنین نیست، چونکه نزول این احکام واجد
این همه ارزش نیست نه دلیل تکمیل دین است؛ چونکه تازه ترین احکامى نبوده که بر پیامبر(صلى
الله علیه وآله) نازل شده، به دلیل این که: در دنباله این سوره به احکام دیگرى نیز
برخورد مى‌کنیم، غیر از این نزول این احکام باعث یأس کفار نمى‌شود، چیزى که باعث یأس
کفار مى‌شود، ممکن ساختن پشتوانه محکمى براى آتی اسلام است.

و به عبارت دیگر، نزول این احکام و مانند
آن تأثیر چندانى در روحیه کافران ندارد و این که گوشت‌هایى حلال یا حرام باشد، آنها
حساسیتى روى آن ندارند.

۲ ـ آیا منظور از آن «روز عرفه» در تازه ترین
حج پیامبر(صلى الله علیه وآله) است؟! (همان شکلی که که جمعى از مفسران احتمال داده‌اند).

جواب این سؤال نیز منفى است، چونکه نشانه‌هاى
فوق بر آن روز نیز تطبیق نمى‌کند، چرا که حادثه خاصى که دلیل یأس کفار بشود در آن روز
واقع نشده، اگر منظور انبوه اجتماع مسلمانان است که قبل از روز عرفه نیز در خدمت پیغمبر(صلى
الله علیه و آله) در «مکّه» بودند.

و اگر منظور نزول احکام فوق در آن روز است
که آن نیز همان شکلی که که گفتیم چیز وحشتناکى براى کفار نبود.

حتما بخوانید   «صادق رحمانی» در شب شاعر اوج تجلیل شد

۳ ـ و آیا مراد «روز فتح مکّه» است (چنان
که بعضى احتمال داده‌اند) با این که تاریخ نزول این سوره مدت‌ها بعد از فتح «مکّه»
بوده است؟!

۴ ـ و یا منظور روز «نزول آیات سوره برائت»
است، که آن هم مدت‌ها قبل از نزول این سوره، بوده است؟!

۵ و ۶ ـ و از همه باورنکردنی‌تر احتمالى است که
بعضى دیگر داده‌اند که: این روز، روز ظهور اسلام، یا بعثت پیامبر(صلى الله علیه وآله)
باشد، با این که آنها هیچگونه ارتباطى با روز نزول این آیه ندارند و سال‌هاى متمادى
به اشتراک آنها فاصله بوده است.

از این جهت، هیچ کدام از احتمالات ششگانه فوق
با محتویات آیه سازگار نیست.

در اینجا احتمال دیگرى نیز هست که تمام
مفسران شیعه آن را در کتب خود آورده‌اند و روایات متعددى آن را تأیید مى‌کند، و با
محتویات آیه بطور کلیً سازگار است و آن این که:

منظور «روز غدیر خم» است، روزى که پیامبر
اسلام(صلى الله علیه وآله) امیر مؤمنان على(علیه السلام) را رسماً براى جانشینى خود
تعیین کرد، آن روز بود که کفار به اشتراک امواج یأس فرو رفتند؛ چونکه انتظار داشتند آیین
اسلام قائم به شخص باشد، با از میان رفتن پیغمبر(صلى الله علیه وآله) شرایط به حال
سابق برگردد، و اسلام تدریجاً برچیده شود.

با اینحال هنگامى که مشاهده کردند، مردى که از
نظر علم و تقوا و قدرت و عدالت بعد از پیامبر(صلى الله علیه وآله)، به اشتراک مسلمانان،
بى‌مانند بود، با اسم جانشینى پیامبر(صلى الله علیه وآله) انتخاب شد، و از مردم براى
ایشان بیعت گرفت، یأس و نومیدى درمقایسه با آتی اسلام، آنها را فرا گرفت و فهمیدند آئینى
است ریشه‌دار و پایدار.

در این روز بود که آیین اسلام به تکامل
نهایى خود رسید؛ چونکه بدون تعیین جانشین براى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و بدون روشن
شدن وضع آتی مسلمانان، این آیین به تکامل نهایى نمى‌رسید.

آن روز بود که نعمت خدا با تعیین رهبر لایقى
از قبیل على(علیه السلام) براى آتی مردم کمال یافت.

و نیز آن روز بود که اسلام با تکمیل برنامه‌هایش،
با اسم آیین نهایى از طرف خداوند پذیرفته شد (از این جهت جهات چهارگانه در آن جمع بوده).

غیر از این، قرائن پایین نیز این تفسیر
را تأیید مى‌کند:

الف ـ جالب توجه این که در تفسیر «فخر رازى»
و تفسیر «روح المعانى» و تفسیر «المنار» در ذیل این آیه نقل شده است که: پیامبر(صلى
الله علیه وآله) بعد از نزول این آیه بیش از هشتاد و یک روز عمر نکرد.

و با استناد به این که وفات پیامبر(صلى الله
علیه وآله) در روایات اهل تسنن، و حتى در بعضى از روایات شیعه (مانند آنچه «کلینى»
در کتاب مشهور «کافى» نقل کرده است) روز دوازدهم ماه ربیع الاول بوده، چنین نتیجه مى‌گیریم
که روز نزول آیه درست روز هیجدهم ذى الحجه بوده است.

ب ـ در روایات فراوانى که از طرق مشهور
اهل تسنن و شیعه نقل شده، آشکاراً این نوشته آمده است که: آیه شریفه فوق، در روز غدیرخم
و در جستجوی ابلاغ ولایت على(علیه السلام) نازل گردید، از نمونه:

۱ ـ دانشمند مشهور سنّى «ابن جریر طبرى»
در کتاب «ولایت» از «زید بن ارقم» صحابى مشهور، نقل مى‌کند که: این آیه در روز «غدیر
خم» پیرامون على(علیه السلام) نازل گردید.

حتما بخوانید   بررسی ابعاد حقوقی نسل‌کشی مسلمانان میانمار

۲ ـ «حافظ ابو نعیم اصفهانى» در کتاب «ما
نزل من القرآن فى عَلىّ(علیه السلام)» از «ابو سعید خدرى» (صحابى مشهور) نقل کرده که:
پیامبر(صلى الله علیه وآله) در غدیر خم، على(علیه السلام) را با اسم ولایت، به مردم
معرفى کرد و مردم متفرق نشده بودند تا این که آیه «اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ…»
نازل شد.

در این موقع پیامبر(صلى الله علیه وآله)
فرمود:

اَللّهُ أَکْبَرُ عَلى اِکْمالِ الدِّیْنِ
وَ اِتْمامِ النِّعْمَةِ وَ رَضِىَ الرَّبِّ بِرِسالَتِى وَ بِالْوِلایَةِ لِعَلِىٍّ(علیه
السلام) مِنْ بَعْدِى، ثُمَّ قالَ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ اَللّهُمَّ
والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ:

«اللّه اکبر بر تکمیل دین و اتمام نعمت
پروردگار و خشنودى خداوند از رسالت من و ولایت على(علیه السلام) بعد از من، سپس فرمود:
هر کس من مولاى اویم على(علیه السلام) مولاى ایشان است، خداوندا! آن کس که ایشان را دوست
بدارد دوست بدار، و آن کس که ایشان را دشمن دارد، دشمن بدار، هر کس ایشان را یارى کند یارى
کن، و هر کس دست از یاریش بر دارد دست از یارى ایشان بردار».

۳ ـ «خطیب بغدادى»، در تاریخ خود از «ابو
هریره» از پیامبر(صلى الله علیه وآله) چنین نقل کرده که: بعد از جریان غدیر خم و پیمان
ولایت على(علیه السلام) و گفتار عمر بن خطاب: «بَخٍّ بَخٍّ یَا بْنَ أَبِى طالِب أَصْبَحْتَ
مَوْلاىَ وَ مَوْلى کُلِّ مُسْلِم» آیه «اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِیْنُکُمْ»
نازل گردید.

در کتاب نفیس «الغدیر» غیر از روایات
سه گانه فوق، سیزده روایت دیگر نیز در این عرصه نقل شده است.

در کتاب «احقاق الحق»، از جلد دوم تفسیر
«ابن کثیر»، صفحه ۱۴ و از «مناقب خوارزمى»، صفحه ۴۷ نزول این آیه را پیرامون جریان
غدیر از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل کرده است.

در تفسیر «برهان» و «نور الثقلین» نیز ده
روایت از طرق مختلف نقل شده که این آیه پیرامون على(علیه السلام) یا روز «غدیر خم» نازل
گردیده، که نقل همه آنها نیازمند به رساله جداگانه است.

مرحوم «علامه سیّد شرف الدین» در کتاب
«المراجعات» چنین مى‌گوید: «نزول این آیه را در روز غدیر در روایات صحیحى که از امام
باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) نقل شده، ذکر گردیده و اهل‌سنت، شش حدیث
با اسناد مختلف از پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این عرصه نقل کرده‌اند که روشنی
در نزول آیه در این جریان دارد».

از آنچه در بالا گفتیم روشن مى‌شود: اخبارى
که نزول آیه فوق را در جریان غدیر گفته، در ردیف خبر واحد نیست که بتوان با تضعیف
بعضى اسناد آن، آنها را ندید. حتی اخبارى است که اگر متواتر نباشد لااقل مستفیض
است، و در منابع مشهور اسلامى نقل شده، اگر چه بعضى از محققان متعصب اهل تسنن، مانند:
«آلوسى» در تفسیر «روح المعانى» تنها با تضعیف سند یکى از این اخبار کوشیده‌اند بقیه
را به دست فراموشى بسپارند و چون روایت را بر خلاف مذاق خویش دیده‌اند، مجعول و نادرست
قلمداد کنند.

و یا مانند نویسنده تفسیر «المنار» با تفسیر
ساده‌اى از آیه قبلی، بدون این که کمترین اشاره‌اى به این روایات کند، ممکن است خود را
در بن‌بست دیده که اگر بخواهد روایات را ذکر کرده و تضعیف کند بر خلاف انصاف است و
اگر بخواهد قبول کند بر خلاف مذاق ایشان است!

حتما بخوانید   معرفی تابلوهای سنگ‌چین شهدای ماندگار کردستان+ عکس ها

نکته جالبى که باید در اینجا به آن توجه
کرد این است که: قرآن در سوره «نور» آیه ۵۵ چنین مى‌گوید:

وَعَدَ اللّهُ الَّذِیْنَ آمَنُوا مِنْکُمْ
وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِیْنَ
مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِیْنَهُمُ الَّذِى ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ
مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً…:

«خداوند به آنهایى که از شما ایمان آوردند
و رفتار صالح انجام داده‌اند، وعده داده است که آنها را خلیفه در روى زمین قرار دهد همان
طور که پیشینیان آنان را چنین کرد، و نیز وعده داده آیینى را که براى آن پسندیده است
مستقر و مستحکم گرداند، و بعد از ترس به آنها آرامش بخشد».

در این آیه خداوند مى‌فرماید: آیینى را
که براى آنها «پسندیده» در روى زمین مستقر مى‌سازد.

با استناد به این که: سوره «نور» قبل از سوره
«مائده» نازل شده است،

و با استناد به جمله «رَضِیْتُ لَکُمُ الاِسْلامُ
دِیْناً» که در آیه مطرح شده، پیرامون ولایت على(علیه السلام)نازل شده، چنین نتیجه مى‌گیریم
که اسلام در صورتى در روى زمین مستحکم و ریشه‌دار خواهد شد که با «ولایت» توأم باشد؛
چونکه این همان اسلامى است که خدا «پسندیده» و وعده استقرار و استحکامش را داده است.

و به عبارت روشن‌تر، اسلام در صورتى عالمگیر
مى‌شود که از مسأله ولایت اهل بیت(علیهم السلام) جدا نگردد.

نوشته دیگرى که از ضمیمه کردن «آیه سوره
نور» با «آیه مطرح شده» استفاده مى‌شود این است که: در آیه سوره «نور» سه وعده به مردم
با ایمان داده شده است:

در ابتدا خلافت در روى زمین.

دیگر امنیت و آرامش براى پرستش پروردگار.

و سوم استقرار آئینى که مورد رضایت خدا
است.

این سه وعده در روز «غدیر خم» با نزول آیه
«اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِیْنُکُمْ…» جامه رفتار به خود پوشید؛ چونکه نمونه کامل
فرد با ایمان و رفتار صالح، یعنى على(علیه السلام) به جانشینى پیامبر(صلى الله علیه وآله)
نصب شد و به مضمون جمله «الیَوْمَ یَئِسُ الَّذِیْنَ کَفَرُوا مِنْ دِیْنِکُمْ» مسلمانان
در آرامش و امنیت نسبى قرار دریافت کردند و نیز به مضمون «وَ رَضِیْتُ لَکُمُ الاِسْلامُ
دِیْناً» آیین مورد رضایت پروردگار به اشتراک مسلمانان استقرار یافت.

با این وجود این تفسیر، با روایاتى که مى‌گوید
آیه سوره «نور» در شأن مهدى(علیه السلام) نازل شده، منافات ندارد، چونکه «آمَنُوا مِنْکُمْ…»
داراى معنى وسیعى است که یک نمونه آن در روز «غدیر خم» انجام یافت و سپس در یک مقیاس
وسیع‌تر و عمومى‌تر در لحظه قیام مهدى(علیه السلام) انجام پیدا خواهد کرد.

از این جهت، کلمه «الارض» در آیه، به معنى
همه کره زمین نیست، حتی معنى وسیعى دارد که هم امکان دارد بر تمام کره زمین گفته شود،
و هم به قسمتى از آن، چنان که از موارد استعمال آن در قرآن نیز استفاده مى‌شود که:
گاهى بر قسمتى از زمین اطلاق شده و گاهى بر تمام زمین (دقت کنید).

انتهای پیغام/ ۱۳۱

امیدواریم نوشته “روزی که اسلام به تکامل نهایى رسید” مورد قبول علاقه مندان قرار گرفته است.

منبع

نویسنده : 
تاریخ انتشار : شهریور ۱۸, ۱۳۹۶
دسته بندی : فرهنگ و هنر

دیدگاههای کاربران