شهیدی که قرآن خبر شهادتش را تایید کرد

در باب حماسه و جهاد نوشته ای داریم با عنوان “شهیدی که قرآن خبر شهادتش را تایید کرد” که امیدواریم مورد بهره برداری شما قرار بگیرد.

گروه حماسه و جهاد دفاع پرس: شهید «احمد جبرئیلی» در تاریخ ۱۳۳۸ به دنیا آمد. ایشان در سن
۲۴ سالگی وارد میدان جنگ شد. شهید جبرئیلی مسئولیت حفاظت از وزیر راه‌ و ترابری را
برعهده داشت که در سال ۱۳۸۰ به شهادت رسید. پیشتر ماحصل گفت‌وگوی
خبرنگار دفاع پرس با خانم «مریم قاسمی» همسر این شهید گرانقدر را می‌خوانید
:

۱۵ ساله بودم که در
سال ۱۳۵۸ با احمد ازدواج کردم. ۳ فرزند از همسرم به یادگار مانده است، ازدواج ما
سنتی بود، عروسی‌یمان را خیلی ساده برگزار کردیم.

همسرم آرامش مخصوصی
داشت که برایم خیلی جالب بود، با فرزندانمان مانند یک دوست برخورد می‌کرد. وقتی با
بچه‌ها صحبت میکرد می‌گفت: «سعی کنید به این دنیا عادت نکنید» این یکی از تکه‌کلام‌های زیبای همسرم بود.

همسرم خیلی صبور و با
گذشت بود، آدم مومن و متدین؛ فکر نکنم که دیگر بتوانیم مانند احمد در این دنیا پیدا
کنیم، همسرم مال این دنیا نبود.

وقتی که ما ازدواج
کردیم ابتدا انقلاب بود، وی یک جوان ۱۹ ساله بود که شناختی فراوانی روی دین اسلام
نداشت، وقتی که جنگ شروع شد توجه همسرم به سوی اسلام جلب شد، کارهای پیشرو فراوانی
انجام داده بود که من بخاطر ندارم. احمد ۴۰ ساله بود که با اسم فرمانده وارد
جبهه جنگ شد. وی از جبهه و جنگ برای ما زیاد تعریف نمی‌کرد چون می‌ترسید که ما
نگرانش شویم.

احمد در قائمشهر به
ماموریت رفته بود، منافقین میخواستند وی را ترور کنند. بهشان شلیک کردند همسرم مجروح
شده بود؛ با این وجود در جستجوی جانبازیش نرفته بود..

همسرم در حفاظت کار می‌کرد، با وزیر راه و ترابری در هواپیما بودند که سال ۱۳۸۰ بدلیل انفجار هواپیمایشان در استان گلستان به شهادت رسید، ما از روش صدا و سیما متوجه شهادت ایشان شدیم. ۳۰ ساعت لحظه برد تا
بخواهند به طرز قطعی مطرح کنند که همسرم شهید شده است، نیمه شب بود با قرآن
استخاره کردم آیه‌ای آمد که نوشته بود امانتی که دادم را با خود می‌برم. همسرم را
با اسم شهید حساب نکردند یک شب همسرم به خوابم آمد و گفت: «نگران شهید بودن من
نباش من هم شهید هستم».

حتما بخوانید   تشییع پیکر سه شهید فاطمیون در تهران و مشهد

وی ۲ ماه قبل از
شهادتش به کربلا رفته بود وقتی که از کربلا آمد گفتم: «این همه راه تا کربلا رفتی
از امام حسین (ع) چه خواستی»؟ گفت: «تنها از امام حسین (ع) شهادت را خواستم»، به ایشان
به شوخی گفتم: «الان که جنگ و جبهه تمام شده، این چه خواسته‌ای بود که داشتی، ۲ سال
در جبهه بودی شهید نشدی چه طور شد شهادت را خواستی»؟ بعد از ۲ ماه احمد به شهادت
رسید، لحظه شهادت همسرم، پسرانم ۲۲ و ۱۸
ساله و دخترم ۲۰ ساله بود.

ما اسلامشهر زندگی می‌کردیم
همسرم آدمی بود که خیلی به اطرافیانش و به مردم محروم کمک می‌کرد، در اسلامشهر یک
منطقه‌ای بود که مردم مستضعف فراوانی داشت، وی حدود ۳۰ خانواده را پایین پوشش گرفته
بود.

افرادی که در این
حادثه شهید شده بودند قرار شد در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شوند؛ با این وجود من
نگذاشتم، چون همسرم به مردم اسلامشهر تعلق داشت و الان احمد را در صحن امامزاده عقیل (ع) در اسلامشهر به خاک سپرده‌ایم.

انتهای پیغام/ ۱۸۱

امیدواریم نوشته “شهیدی که قرآن خبر شهادتش را تایید کرد” مورد قبول علاقه مندان قرار گرفته است.

منبع

نویسنده : 
تاریخ انتشار : خرداد ۲۵, ۱۳۹۶
دسته بندی : حماسه و جهاد

دیدگاههای کاربران