شهیدی که مثل حضرت زهرا (س) آرزوی گمنامی داشت و در دفاع از حرم به آرزوی خود رسید

در باب حماسه و جهاد نوشته ای داریم با عنوان “شهیدی که مثل حضرت زهرا (س) آرزوی گمنامی داشت و در دفاع از حرم به آرزوی خود رسید” که امیدواریم مورد بهره برداری شما قرار بگیرد.

حسن بیات پدر شهید مدافع حرم محمدرضا بیات در گفت و گو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، با اشاره به دوران کودکی محمدرضا اظهار داشت: محمد رضا متولد ۷ بهمن سال ۱۳۶۵ در محله خزانه تهران به دنیا آمد. محمدرضا از کودکی بسیار آرام و ساکت بود. تقریبا پنج یا شش سالگی در مسجد امام خمینی (ره) با محیط دینی انس گرفت و آشنا شد فرزندم از همان سن کودکی نماز خواندن بهمراه مکبری را در مسجد همزمان شروع کرد و همراه بزرگترها در مسجد برای برپایی ایستگاه صلواتی و کارهایی که در مسجد می موفق شد انجام دهد کمک می کرد.

وی اضافه کرد: محمدرضا به مداحی و نوحه خوانی نیز خیلی علاقه مند بود و در این عرصه نیز ازسن کم وارد شد. وقتی به مقطع  دبیرستان رسید عضو بسیج مدرسه شد و در عرصه های فرهنگی نیز فعالیت می کرد.

بیات با اشاره به دوران مدرسه رفتن فرزندش اشاره نمود و یادآور شد: محمد رضا بسیار خوش اخلاق و مهربان بود و با همه مردم با احترام برخورد می کرد. رعایت ادب و احترام را تا آن حد می کرد که اگر حق با وی نیز بود منطقی برخورد کرده و دعوا نمی کرد. خیلی به مردم خانواده احترام می گذاشت. در مدرسه خیلی خوب بود و یکدفعه هم مرا به مدرسه نخواستند. خوب درس می خواند و بسیار منظم و با اخلاق رفتار می کرد.

بیات با اشاره به فعالیت هایی که محمدرضا در عرصه های مختلف انجام می داد گفت: در همه عرصه های فرهنگی، اعتقادی و سیاسی و حتی در برپایی ایستگاه صلواتی در بسیج مسجد فعالیت می کرد و برای وی فرق نداشت کدام عرصه باشد هرجا احساس تکلیف کرده و کاری به زمین مانده بود حضور یافته به خدمت برای رضای خدا و اعتلای جامعه اسلامی می پرداخت.

حتما بخوانید   تشییع پیکر ۲ جانباز شهید در گلزار شهدای تهران

پدر شهید مدافع حرم ادامه داد: در خنثی کردن فتنه ۸۸ یکی از عضو های اکتیو بود و با نیروی انتظامی و بسیج هم کاری کرد و فردی مثمر ثمر بود. در بسیج مسجد ناظریه پایگاه کوثر نیز فعالیت می کرد، عضو اکتیو در بحران ها و حل مسائل شهری و اجرای برنامه های مختلف به ویژه راهپیمایی ۲۲ بهمن، گردهمایی و تجمعات مردمی و قانونی بسیار موثر بود.

پدر شهید مدافع حرم محمدرضا یادآور شد: رشته تحصیلی وی رایانه و در این عرصه درس خوانده بود با این وجود به مسایل اجتماعی خیلی علاقه مند بود. کار در رابطه با مردم را دوست داشت و گره گشای مشکلات و کارهای مردم منطقه خود بود انجام چنین کارهایی وی را راضی می کرد. به بهشت زهرا (س) زیاد  می رفت و فعالیت در این عرصه برای وی آرامش خاطر و  رضایت درونی را در پی داشت.

ایشان در باب خصوصیت خصوصیات رفتاری فرزند خود اظهار کرد: محمدرضا یکی از خصوصیت های اخلاقی که داشت این بود که خیلی کارها را انجام می داد و به روی خود نمی آورد. فرزندم عده ای کارهایی را که انجام می داد حتی من که پدرش بودم نمی دانستم چند بار به کشور عراق رفته بود و نیز در برپایی مراسم های مختلف در نجف و عراق کمپانی می کرد. محمدرضا  اهل نماز شب  بود و بدون وضو جايي نمي‌رفت. خيلي شجاع و به من و مادر خود خیلی احترام مي‌گذاشت. از بصيرت و بينش سياسي و اجتماعي و معلومات و معلومات خوبي دارا بود. صدای دلنشینی داشت و مطالب را دلچسب می خواند.

حتما بخوانید   جزئیات تشییع و خاکسپاری شهید مدافع حرم «محمود شفیعی»

بیات با اشاره به وقتی که محمد رضا  علاقه داشت به سوریه برود اظهار کرد:

 یک سال عرصه سازی کرد تا موفق شد به سوریه برود، شدیدا منقلب شده بود خیلی علاقه مند به رفتن به سوریه بود و تلاش بسیاری کرد، خود را به آب و حریق زد تا موفق شد عرصه رفتن خود را تکمیل کند.

دوره های فشرده تکاوری و امدادگری و تیراندازی را دیده بود، با این که جثه ضعیفی داشت با این وجود در آوژانس نیز مدتی تلاش نموده بود، در یک حادثه ای قبل از رفتن به سوریه شکم وی آسیب دیده بود با این وجود به محض این که کمی بهتر شد و دوران نقاهت را تا حدودی سپری کرد، کارهای اعزام به سوریه اش را انجام داد و خیلی زود رفت.

وی ادامه داد: لحظه ای که فرزندم علاقه داشت برود و برای خداحافظی کنار من آمد، لحظه وداع علی اکبر امام حسین (ع) را برای من تداعی کرد و گفت پدر باید برای احیای اسلام بروم. قد و بالای فرزندم را نگاه کردم و همدیگر را در آغوش گرفتیم  محمدرضا سریع خداحافظی کرد و رفت برنگشت مرا نگاه کند می ترسید محبت پدر و فرزندی مانع رفتنش شود. فرمانده پسرم بعد از شهادت محمدرضا به من گفت: فرزندتان خیلی پای کار بود و هرکاری که در منطقه بود پیشقدم  می شد و به بهترین نحو ممکن انجام می داد. از پاک سازی میدان مین تا جابه جایی مهمات و عده ای مواقع با اسم  تخریب چی  خدمت می کرد و خلاصه لحظه ای آرام و قرار داشت.

حتما بخوانید   سرلشکر باقری وارد روسیه شد

پدر شهید مدافع حرم با اشاره به این نکته که محمدرضا مارا برای رفتنش به سوریه تکمیل کرد خاطر نشان کرد: محمدرضا خیلی عاشق و بی پروا بود و توجیح وی برای رفتن به سوریه ذکر این نکته بود که ائمه (ع) مظلوم هستند و برای دفاع از حریم اهل بیت (ع)  باید برویم و من مادرش را با این کلام راضی کرد،با تمام وجود به سوریه رفت تا غبار مظلومیت از رخ مردم مسلمانان و حرم حضرت زینب (س) بزداید.

محمدرضا در تاریخ ۲۴ فروردین سال ۹۴ بهمراه چندین عدد از رزمندگان فاطمیون در منطقه العیف به شهادت رسید پسرم بهمراه چندین عدد از رزمندگان فاطمیون که باهم شهید شدند همگی مفققودالاثر هستند و از پیکر آنها چیزی نمانده است،با این وجود باید بگویم آرزوی دیرینه محمدرضا این بود که در راه اسلام به شهادت برسد و هیچ نشانه ای از پیکرش نماند این را به دفعات گفته بود تاهمانند حضرت زهرا (س) مزاری نداشته و گمنام بماند. فرمانده گردان یکی از لشکرهای فاطمیون در منطقه العیف بود.

محمدرضا موقع عملیات، برای لحظه اخطار پیشقدم شده و اگر در منطقه‌ امکان کمین و غافلگیری دشمن وجود داشت، خودش برای شناسایی مقر آنان‌ می‌رفت.وی فرمانده‌ای مهربان و صمیمی که با نیروهای تحت امرش وی را محرم اسرار خود  می‌دانستند. وی فرمانده ای دوست داشتنی بود.

انتهای پیغام/۱۹۱

امیدواریم نوشته “شهیدی که مثل حضرت زهرا (س) آرزوی گمنامی داشت و در دفاع از حرم به آرزوی خود رسید” مورد قبول علاقه مندان قرار گرفته است.

منبع

نویسنده : 
تاریخ انتشار : خرداد ۲۵, ۱۳۹۷
دسته بندی : حماسه و جهاد
 برچسب ها : ، ، ، ، ، ،

دیدگاههای کاربران