ماجرای یک خواب باورنکردنی که منجر به شهادت شهید مدافع حرم شد

در باب حماسه و جهاد نوشته ای داریم با عنوان “ماجرای یک خواب باورنکردنی که منجر به شهادت شهید مدافع حرم شد” که امیدواریم مورد بهره برداری شما قرار بگیرد.

شهید مدافع حرم «منصور عباسی»
از پاسداران انقلاب اسلامی و از رزمندگان و جانبازان دوران هشت سال دفاع مقدس بود
که دهم آذرماه سال جاری در جریان پاکسازی
شهر «البوکمال» سوریه به شهادت رسید. وی متولد سال ۱۳۳۶ و از اهالی شهرکرد بود که به
عنوان نیروی ادوات، در جبهه سوریه به دفاع از حریم اهل بیت (ع) پرداخت و به وسیله تروریست
های تکفیری به همرزمان شهیدش پیوست. از وی دو فرزند دختر و یک فرزند پسر به یادگار
مانده است.

نرگس عباسی دختر کوچک شهید عباسی در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و جهاد
دفاع پرس پیرامون نحوه حضور پدر در جبهه سوریه گفت:
هربار پنهانی به سوریه می رفت چون می دانست اگر به ما بگوید، اجازه رفتنشان را نمی
دهیم لذا می رفت و از آنجا رابطه می گرفت و خبر می داد که به سوریه رفته است.

وی ادامه داد: عشق بین پدر و مادرم را
تا این لحظه در جایی ندیده ام، به علاوه از طرف دیگر بسیار به مادربزرگ که در طبقه بالای منزل ما زندگی می
کند احترام می گذاشت. هر صبح یواشکی بدون اینکه مادربزرگم بفهمد و از خواب بیدار
شود برایش نان تازه می خرید. مکررا کف پای مادرش را می بوسید.

 

می‌ترسم خوبی‌ات تو را از من بگیرد

دختر شهید عباسی با اشاره به جانبازی
پدر در دوران هشت سال دفاع مقدس بیان داشت: ایشان جانباز شیمیایی جنگ تحمیلی بود. ریه‌هایش سخت داشت و دندان ها و موهایش ریخته بود
. عاشق جبهه بود. همین عشقش ایشان را به سوریه کشاند. یکدفعه به ایشان گفتم می دانم اگر به
سوریه بروی برنمیگردی، گفت شهادت دُر گرانبهایی است که به هرکسی نمی دهند. گفتم
تو آنقدر خوبی که می ترسم این خوبی ات تو را از من بگیرد.

حتما بخوانید   مستند متعهد پیشرو، در آستانه چرخش از موضع دفاعی به موضع تهاجمی است

نرگس عباسی به خصوصیت های اخلاقی و
شخصیتی پدرش اشاره نمود و گفت: در بیشتر مواقع دستگیر همه بود. اگر از کسی بدی می دید پیش نهاد
می کرد شما خوبی کنید. یکی از عموهایم سال پیش فوت کرد که یک دختر داشت، به توجه به
وضع مالی خوب عمویم تمامی هزینه های مراسمش را پدرم تقبل کرد.

خواب عجیبی که منجر به شهادت شد

وی به خواب عجیبی که دلیل شد پدرش به
سوریه برود اشاره نمود و اضافه کرد:
پدر در فکر رفتن به سوریه نبود؛ با اینحال یک خواب دلیل
شد، برود. خواب دیده بود راه سبزی جلویش هست که انتهای آن حرم حضرت زینب (س) قرار
دارد، دوستان شهیدش را در خواب دیده بود که گفته بودند حاج منصور مراقب باش جا
نمانی.

قبل شهادت در عملیاتی حضور داشتند که
مقرر شده بود چند جوان پشت لودر بنشینند، چون منطقه خطرناک بود پدر گفته بود شما جوان
هستید اجازه بدهید من پشت لودر بنشینم.

حل مشکلات مردم بارزترین خصوصیت شهید عباسی

سید رضا عبدالله زاده یکی از دوستان
شهید نیز با اشاره به خصوصیت های اخلاقی شهید عباسی گفت: بارزترین خصوصیت ایشان،
رسیدگی به امور مردم و راه انداختن کار مردم بود. در شهرکرد مغازه ای داشت که به
اسم مشاور املاک بود با اینحال در حقیقت امور و مشکلات مردم را در آن حل می کرد.

وی اضافه کرد: شهید علاقه فراوانی به اهل بیت
(ع) داشت. دهه آخر ماه صفر در خانه اش روضه بر پا بود. شهید هم در دوران دفاع مقدس و هم
در رفت و آمد به سوریه جانباز شده بود.

انتهای پیغام/ ۱۴۱

حتما بخوانید   تجلیل از فرماندهان و مدیران مهم منابع انسانی کشور

امیدواریم نوشته “ماجرای یک خواب باورنکردنی که منجر به شهادت شهید مدافع حرم شد” مورد قبول علاقه مندان قرار گرفته است.

منبع

نویسنده : 
تاریخ انتشار : آذر ۲۲, ۱۳۹۶
دسته بندی : حماسه و جهاد

دیدگاههای کاربران