مرصاد؛ مهر پایانی بر آمال بی‌اساس منافقین

در باب حماسه و جهاد نوشته ای داریم با عنوان “مرصاد؛ مهر پایانی بر آمال بی‌اساس منافقین” که امیدواریم مورد بهره برداری شما قرار بگیرد.

به نوشته گروه حماسه و جهاد دفاع پرس، سازمان مجاهدین ایجاد بهمراه ارتش عراق بعد از پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل از جانب ایران با تصور تغییر موازنه قوا در جنگ و بحرانی شدن شرایط داخلی کشور، دست به حمله علیه ایران زدند.

سازمان مجاهدین ایجاد که تمام توان خود را در این حمله استفاده بود، از مدت‌ها قبل در پی فرصتی برای وارد آوردن ضربه‌ای بنیادی به‌ نظام جمهوری اسلامی بود. این تهاجم در صورت موفقیت، می‌موفق شد ایران را در آستانه ورود به شرایط تازه بعد از جنگ، با سختی‌های بسیار فراوانی در عرصه داخلی و بین‌المللی روبه‌رو کند. انگیزه اصلی سازمان مجاهدین از این تهاجم، بررسی رهبران سازمان از شرایط داخلی ایران بود. آن‌ها با این تصور که نظام سیاسی ایران در اثر جنگ و فشارهای اقتصادی، بین‌المللی، سیاسی و اجتماعی در ضعیف‌ترین شرایط قرار دارد. پذیرش قطع‌نامه ۵۹۸ به وسیله ایران و الزامات بین‌المللی که این قطع‌نامه برای ایران و عراق ایجاد می‌کرد، رهبران سازمان مجاهدین ایجاد را در تنگنای تصمیم‌گیری قرار داد.

با تصمیم غیرمترقبه ایران، درصورتی‌که حریق‌بس میان ۲ کشور برقرار می‌شد دیگر فرصتی برای سازمان نبود تا وارد خاک ایران شود. در چنین شرایطی رهبری سازمان نشست‌ای اضطراری تشکیل داد و به بررسی موقعیت تازه پرداخت. نتیجه این نشست اقدام عاجل و سریع سازمان در انجام عملیاتی سرنوشت‌ساز بود. ‌

رهبر سازمان منافقین معتقد بود به دلیل آنکه ایران تا اینجای کار بر ادامه جنگ تا سقوط صدام و حزب بعث اصرار داشته، قبول قطع‌نامه ۵۹۸ مشروعیت تصمیم‌گیرندگان رژیم ایران را به ‌شدت پایین پرسش برده و با استناد به شکست‌های واپسین ایران در طرف دیگر عراق و تهاجم آمریکا  به سکوهای نفتی و هواپیمای مسافربری ایران، شرایط برای حمله نهایی به ایران تکمیل ‌شده است و مردم در اوج واگرایی درمقایسه با حکومت قرار دارند.

مسعود رجوی موفق شد صدام را متقاعد کند که قبل از بسته شدن کامل مرزها و اجرای قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، به سازمان اجازه‌ی تازه ترین حمله به خاک ایران را بدهد. به این دلیل سازمان مجاهدین به‌سرعت دست‌به‌کار شد و به ‌تمامی هوادارانش در خارج از عراق دستور داد هرچه زودتر خود را به عراق برسانند. در ابتدا مرداد ۱۳۶۷، رجوی نشستی با کمپانی همه‌ی نیروها در قرارگاه اشرف برگزار کرد. در این نشست رجوی نقشه‌های تدارک شده برای عملیات را نشان داد و حتی محل اقامت خود را در تهران واضح و ادعا کرد که مردم به‌محض ورود به ایران به یاری ما می‌شتابند. از منظر فکری سازمان در برنامه‌ریز عملیات فروغ جاویدان متاثر از مبحث جنگ مانوری آنتونی گرامشی بود.

نظریه جنگ مانوری بیان می کند که تفاوت در کشورهای سرمایه‌داری و فئودالیسم بطور کلی باهم دارای اختلاف است. در دوران فئودالیسم پیوندی دولت و ملت نیست. در شرایطی که در نظام سرمایه‌داری بطور کلی برعکس و روابط ملت و حکومت پیچیده است.

گرامشی بیان می کند که اگر در نظام فئودالیسم کسی با جنگ مانوری از بیرون بتواند منطقه‌ای از فاصله را بشکافد؛ به دلیل فاصله و شکاف حکومت و دولت می‌تواند تا قلب حکومت پیش رود. نگاه سازمان به ایران نیز یک نظام فئودالی و رسوخ به درون یک قلعه بود.

مسوولین سازمان در بررسی‌های درون‌گروهی خویش، امکان قبول حریق‌بس از جانب ایران را ناممکن دانسته و باور داشتند که جمهوری اسلامی زمانی قطعنامه را می‌پذیرد که از جنبه‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن‌بست کامل رسیده باشد و تحت چنین شرایطی سقوط حتمی و قدرت به سازمان منتقل خواهد شد؛ از این جهت فرصت پیش‌آمده را لحظه مناسبی دانسته و علی‌رغم آن‌که برنامه حمله به ایران برای سالگرد جنگ تدارک دیده‌شده بود، لحظه آن دو ماه به جلو انداخته شد.

حتما بخوانید   ضرورت تجربه قالب‌های متنوع ادبیات در ژانر دفاع مقدس

آنچه سازمان تحت عنوان عملیات فروغ جاویدان مقرر شده بود انجام دهد عملیاتی وسیعی بود که می‌بایست چهار ماه بعد از عملیات مهران انجام می‌شد. عملیات تازه نیاز به ابزار و قابلیت ها ممتازی داشت. سازمان حتی اقدام به آموزش خلبان‌های هلیکوپتر می‌کرد. توپ و تانک‌هایی را که سفارش خرید داده بود دریافت می‌کرد. تمام نیروهایی که در دیگر کشورها داشت را برای آمدن به عراق بسیج کرده بود. مقدمات دیگری هم در داخل ایران نیاز داشت که پایه آن اعتراضات اجتماعی بود. مقرر شده بود این تمهیدات به فاصله کمی از عملیات انجام شود تا عملیات اصلی لو نرود. به علاوه از طرف دیگر ازنظر اصول حفاظتی و اطلاعاتی سازمان تمهیدات وسیعی انجام داد که تا حدودی نیز باعث غافلگیری جمهوری اسلامی نیز شد.

نتیجا در سوم مرداد سال ۶۷، نیروهای سازمان حملات خود را علیه ایران از سمت غرب ایران شروع کردند. آنها قصد داشتند با استناد به یک برنامه لحظه‌بندی‌شده ۳۳ ساعته، با سود‌گیری از ۲۵ تیپ در پنج مرحله از شهرهای سر پل ذهاب، اسلام‌آباد، کرمانشاه، همدان و قزوین عبور کنند و خود را به تهران برسانند. عراق به خدمات رسانی و خدمات رسانی تسلیحاتی و هوایی از سازمان مجاهدین ایجاد، نیروهای خود را از انجام دخالت مستقیم در ورود به عمق خاک ایران بر حذر داشت و ابتدا برای کاستن از حجم نیروهای خودی در غرب، اقدام به تک وسیعی در خرمشهر کرد و سپس با هجوم و حریق سنگین در منطقه سرپل و صالح‌آباد، این جاهای را تصرف کرده و راه ورود سازمان به داخل را هموار تولید.

هدف سازمان از حمله در عمق خاک ایران، با چندین تانک برزیلی دجله (حاوی چرخ‌های پلاستیکی و سرعتی برابر با ۱۲۰ کیلومتر در ساعت)، تسخیر چندین شهر و در آخر رسیدن به تهران و به دست گرفتن قدرت بود. بر با استناد به لحظه‌بندی، نیروها بایستی ساعت شش بعدازظهر روز دوشنبه سوم مرداد به کرند و ساعت هشت شب به اسلام‌آباد و ۱۰ شب به کرمانشاه رسیده و در این شهر، دولت خویش را مطرح کند.

در این عملیات، مجاهدین ایجاد با ۲۵ تیپ (هر تیپ ۲۰۰ نفر) کمپانی داشتند و بدین ترتیب مجموعاً بین چهار تا پنج هزار نیروی عملیاتی وارد ایران شدند. مقارن ساعت ۱۴:۳۰ در تاریخ سوم مرداد ۶۷ نیروهای سازمان با هجوم زمینی از روش سرپل ذهاب و هلی برد از جنوب گردنه پاطاق (نزدیکی سرپل ذهاب) شروع و به‌طرف شهر کرند پیشروی کردند و حدود ساعت ۱۸:۳۰ اولین تانک‌های عراقی با آرم سازمان مجاهدین ایجاد وارد شهر شدند و بعد از تصرف شهر به‌طرف اسلام‌آباد پیشروی کرده، به‌محض رسیدن به مدخل شهر، اقدام به قطع برق و رابطه مخابراتی و از طرف دیگر تیراندازی و آشفته نمودن شرایط کردند. در طرف دیگر چندین عدد از نیروهای سپاه و مردم با آنان درگیر شدند که به دلیل عدم انسجام نیروها و آمیختگی نیروهای سازمان با مردم، شرایط از کنترل نیروهای نظامی خارج و شهر به تصرف آن‌ها سود.

نیروهای سازمان در یک لحظه با پاک‌سازی شهر، حرکت ستونی خود را به سوی کرمانشاه ادامه دادند، با اینحال چون مردم به‌شدت از رفتار نیروهای سازمان وحشت‌زده شده و به سوی کرمانشاه حرکت می‌کردند، ترافیک سنگینی روی جاده ایجاد شد. با بهره برداری از ترافیک بر روی جاده، حرکت ستونی نیروهای سازمان کند شده و با رسیدن نیروهای سپاه پاسداران و به علاوه از طرف دیگر نیروهای سپاه بدر به گردنه چهارزبر، در همین نقطه متوقف شدند. نیروهای سپاه بدر از اولین نیروهای درگیر با سازمان بودند. بخشی از نیروهای سپاه بدر در آن وقت در منطقه تنگه کنشت در کرمانشاه مستقر بودند با اینحال به‌تدریج خود را برای انتقال به منطقه جنوب تکمیل می‌کردند. وقتی‌که نیروهای سپاه بدر بهمراه تمامی ادوات جنگی از مقر خود حرکت کرد در دوراهی اسلام‌آباد مشاهده کردند که شرایط چندان طبیعی نیست.

حتما بخوانید   مراسم تشییع پیکر 5 شهید دفاع مقدس و مدافع حرم در آستانه ماه محرم

خودروها به‌سرعت در حال حرکت بودند، شمار فراوانی از مردم و غیرنظامیان در حال فرار بودند و حجم عبور از آن منطقه به حدی رسیده بود که به یک راه‌بندان گسترده مبدل ‌شده بود. وقتی از مردم دلیل این سراسیمه بودن را جویا شدند آن‌ها گفتند که منافقین حمله کرده‌اند. در این عرصه هادی عامری از فرماندهان سپاه بدر بیان می کند: سردار نقدی که آن موقع با اسم مستعار «شمس» شناخته می‌شد زنگ زد و گفت خود را سریع به کرمانشاه برسانید چون دشمن وارد قصر شیرین و گیلانغرب شده و به سوی کرمانشاه در حال حرکت است. تمام نیروهایم در سپاه بدر را به سوی گیلانغرب حرکت دادم، با اینحال در چنین شرایطی بود که از نو زنگ زدند که اسلام‌آباد دست منافقین افتاده، من تعجب کردم و فوری به کرمانشاه رفتم و در نشست‌ای که مرحوم آیت‌الله «زرندی» امام‌جمعه و «معین» استاندار وقت کرمانشاه هم بودند، همگی از من خواستند که اسلام‌آباد را از دست منافقین نجات بدهم. هنوز نیرو مسافتی را به سوی اسلام‌آباد نرفته بود که سردار «احمدی مقدم» را دیدم. ایشان دستور تغییر مسیر به‌طرف تنگه «حسن‌آباد» را داد و گفت: اسلام‌آباد تسخیرشده و منافقین الآن در تنگه حسن‌آباد (تنگه مرصاد) در حال پیشروی هستند. به حول قوه الهی طی دو روز درگیری شدید که شهدای فراوانی هم تقدیم نهضت کردیم، توانستیم منافقین را معطل کنیم تا نیروهای دیگر به ما اضافه شدند. آن روز یعنی روز سوم که منافقین تازه ترین تلاش‌ها برای شکستن خط می‌کردند، این تنگه را قتلگاه منافقین کردیم.

محمدرضا اسکندری یکی از اعضا وقت سازمان مجاهدین ایجاد در خاطرات خود دراین‌باره بیان می کند: «وقتی‌که سازمان مجاهدین در تنگه چهارزبر مورد محاصره شدید رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفت، دیگر کسی به کمک نشتافت. فرماندهان رجوی که در صحنه بودند مرتباً تقاضای حریق خدمات رسانی هوایی می‌کردند، با اینحال از حریق خدمات رسانی هیچ خبری نشد. از طرف دیگر نیروهای سازمان مجاهدین دیده‌بان هم نداشتند. صحنه جنگ آن‌قدر بی‌حساب‌ و کتاب بود که نیروهای هوایی عراق به‌جای بمباران کردن چهارزبر، اشتباها بمب‌ها را بر سر هواداران سازمان مجاهدین فروریختند. پس‌ از این رفتار اشتباهی به وسیله نیروی هوائی عراق، دیگر خبری از خدمات رسانی هوایی آن‌ها نشد.»

نیروهای سازمان بعد از ورود به خاک ایران اقدام به ضرب و شتم و کشتار مردم عادی در مناطقی مانند کرند غرب و اسلام‌آباد غرب کردند که این امر خشم نیروهای خودی اعم از نیروی هوایی، هوانیروز و رزمندگان سپاه و بسیج را به اوج خود رساند و بدین جهت برخوردشان با دشمن چنان شدید بود که ترجمه و تفسیر آیه «محمد رسول‌الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم» را در فکر تداعی می‌کرد.

حتما بخوانید   وداع زائران رضوی با شهید فاطمیون در شب قدر

فرمانده کل سپاه که در منطقه جنوب هدایت و کنترل یگان‌ها را در جلوگیری از ارتش عراق به عهده داشت و با توان نیروی زمینی سپاه موفق به تثبیت حرکت نیروهای متجاوز در جنوب شده بود، به‌محض اطلاع از موقعیت جاهای عملیاتی غرب کشور با ۲ فروند هلی‌کوپتر از اهواز با قاسم سلیمانی و جعفر اسدی فرماندهان لشکرهای ۴۱ ثارالله و ۳۳ المهدی و ۲ دسته نیروی تک ور به سوی اسلام‌آباد حرکت کرد. با تشکیل قرارگاه مرصاد در سه مرداد در ارتفاعات مشرف‌ به اسلام‌آباد، برنامه‌ریزی عملیاتی گسترده علیه سازمان شروع شد. با تشکیل قرارگاه نیروی زمینی سپاه، اعمال عملیاتی علیه نیروهای سازمان مجاهدین ایجاد سازمان‌دهی شد و تصمیم بر این شد که این اعمال در دو مرحله: ۱- سد پیشروی و ۲- محاصره و انهدام اجرا شود.

بعد از ظهر چهار مرداد با محاصره شهر اسلام‌آباد، برای انسداد عقبه و راه فرار، نیروهای خودی سه‌راه اسلام‌آباد – کرند را قطع و آن‌ها را محاصره کردند. نیروهای سازمان گرفتار شده بودند، با اینحال به‌شدت می‌جنگیدند تا محاصره را بشکنند. تا تازه ترین لحظه می‌جنگیدند و اگر دستگیر می‌شدند، غالبا با قرص سیانور و یا نارنجک خودکشی می‌کردند.

محمدجعفر اسدی از فرماندهان منطقه بیان می کند: «رفتم از نزدیک یکی از ماشین‌هایی که بچه‌ها زده بودند را ببینم. دیدم خانمی کشته‌شده و کلاهش پرت شده بود آن‌طرف تر. کلاه را برداشتم. تو کلاه اسمش را نوشته بود؛ اول مریم و داخل پرانتز اسم حقیقی خودش. دنبال کردم و دیدم مردهایشان بدین شکل عملی را کرده بودند. نوشته بودند مسعود و داخل پرانتز اسم حقیقی خودشان بود». نیروهای سازمان وقتی ناامید شدند و دیدند نمی‌توانند از تنگه رد شوند و از جاده عبور کنند، مزارع و خرمن‌ها را حریق زدند. تیمی شدند و سازمان‌دهی تازه کردند. جناح بستند؛ شش نفر، شش نفر و ده نفر، ده نفر.

نتیجا رزمندگان در روز پنجم مرداد عملیات مرصاد را با رمز یا علی بن ابی‌طالب (ع) در ساعت ۲۳ پنجم مرداد ماه با هم کاری قرارگاه نجف، قرارگاه رمضان، یگان‌های لشکر ۵۷، لشکر ۹، لشکر ۶۵، لشکر ۵۵، لشکر علی بن ابیطالب، لشکر ۳۲، لشکر ۲۷، لشکر ۵ نصر، تیپ مسلم بن عقیل، انجام شد و از سه جناح اصلی و یک جناح فرعی نیروهای سازمان مورد هجوم قرار دریافت کردند.

جناح‌های رزمندگان شامل جناح جاده ماهی دشت به‌طرف حسن‌آباد، سه‌راهی ملاوی از جنوب به‌طرف اسلام‌آباد و جناح دیگر هم از طرف ارتفاعات زواره کوه به‌طرف اسلام‌آباد و جاده فرعی از روی ارتفاعات کرند بود. درنهایت طی چندین ساعت، صدها تن از نیروهای سازمان مجاهدین ایجاد کشته و مابقی مجبور به عقب‌نشینی شدند.

نیروهای مستقر در جاهای مرزی و تنگه پاطاق نیز با بستن راه عبور نیروهای سازمان، تعداد فراوانی از آنان را منهدم کردند و به تعقیب آنان به سوی داخل کشور پرداختند. عملیات تعقیب و دستگیری نیروهای سازمان تا چند روز بعد از عملیات مرصاد به طول انجامید. بدین ترتیب تهاجم نظامی سازمان مجاهدین ایجاد در هم شکست. مسعود رجوی ۱۲ روز بعد از عملیات فروغ جاویدان در ۱۸ مرداد ۱۳۶۷ و در نشست توجیهی و نتیجه گیری در پایگاه اشرف، دلیل شکست سازمان در این عملیات را نداشتن بینش توحیدی پرسنل نظامی سازمان ارزیابی کرد. این در حالی بود که رجوی بعدها نبود عنصر بین‌المللی حامی سازمان را عامل شکست معرفی کرد.

انتهای پیغام/ ۱۳۱

امیدواریم نوشته “مرصاد؛ مهر پایانی بر آمال بی‌اساس منافقین” مورد قبول علاقه مندان قرار گرفته است.

منبع

نویسنده : 
تاریخ انتشار : مرداد ۶, ۱۳۹۷
دسته بندی : حماسه و جهاد

دیدگاههای کاربران