کربلایی شدن به هزینه دل کندن از زینب و حسین

در باب حماسه و جهاد نوشته ای داریم با عنوان “کربلایی شدن به هزینه دل کندن از زینب و حسین” که امیدواریم مورد بهره برداری شما قرار بگیرد.

گروه حماسه و جهاد دفاع پرس، «روح الله مهرابی» سن و سال
فراوانی نداشت که داوطلب خدمت در سپاه شد، بعد از تمام کردن دوران راهنمایی زمزمه
رفتنش به سپاه شروع شد و به خاطر علاقه اش به کارهای فنی موفق شد در مرکز
بازسازی زرهی شهید زین الدین سپاه پاسداران سرگرم به کار شود.

 

هم نظامی بود و هم
نظامی نبود، به همین خاطر ممکن است کسی از نزدیکانش فکری پیرامون شهادتش نمی کرد، می
دانستند تخصص و محیط کار روح الله با دیگر نیروهای نظامی فرق می کند. با اینحال روح الله
عشق به شهادت را در دلش پرورده و خود را تکمیل روزی کرده بود که جانش را تسلیم
خداوند کند، فرقی نداشت در لباس رزم سپاه باشد یا در لباس نیروی فنی، خداوند بود
که انتخاب می کرد چه کسی را در چه لباسی بخرد.

 

نتیجا بعد از یک سال پیگیری در سال
۹۳ به ماموریت کشور عراق اعزام شد و در همین اعزام بود که به شهادت رسید. پیشتر
سرگذشت کوتاهی از شهادت و فعالیت های شهید مهرابی را از زبان همسرش «زهره
شهری‌زاده» در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس می خوانیم.

دفاع پرس: خانم شهری‌زاده آشناییتان با شهید از کجا اتفاق افتاد؟

آشنایی ما از روش برادر بزرگترم بود. برادر بزرگم با پدر
آقا روح الله در دوران دفاع مقدس و در عملیات محرم آشنا شد. تا وقتی که من و
آقا روح الله بزرگ شدیم هم این رابطه ادامه داشت. ما اهل یزد هستیم و خانواده آنها
اهل اصفهان، تعطیلات و تابستان خانواده‌ها به دیدار یکدیگر می رفتند. اولین باری که
خانواده شهید مهرابی به منزل ما در یزد آمدند، روح آلله تازه به دنیا آمده بود. این
رفت و آمد ادامه داشت تا به ازدواج ما منجر شد.

دفاع پرس: چگونه شد از شما خاستگاری کردند؟

از خانواده اش خواسته بود تا به خواستگاری من بیایند، زمانی
که به خواستگاری آمدند هم من سنم کم بود و هم ایشان حدودا هیچ چیزی نداشت. حتی وسیله
ای نداشت که اگر من رفتم اصفهان بتوانم راحت به دیدن خانواده ام بیایم، آنچه برای
من مهم بود اعتقاداتش بود و متقابلا ایشان هم
چنین نظری پیرامون من داشت. همان روز خواستگاری قول داد به هر نحوی هست ماهی یکدفعه من
را به دیدن خانواده ام بیاورد. در این ۱۱ سال زندگی به قولش رفتار کرد و هر دو هفته
یکبار یزد بودیم. ازدواج ما بطور کلی اعتقادی بود، چون هم ایشان و هم من سن کمی
داشتیم با اینحال کم کم و به خاطر خدا و تلاش و کوشش توانستیم زندگیمان را سر و سامان دهیم.
آنچه برای ما ارزش داشت اعتقادات قلبی بود.

دفاع پرس: شهید به چه کاری سرگرم بود؟ اینطور گفته میشود که ایشان جزو نیروهای فنی سپاه
پاسداران بودند.

بله، پاسدار و استخدام سپاه بود و در قسمت تعمیرات تانک کار
می کرد. تا قبل از اینکه به عراق برود
ماموریت های فراوانی رفته بود، معمولا هم در مدت ماموریت، من به خانه پدرم می رفتم،
خیلی از ماموریت ها را به خاطر اینکه من تنها هستم باطل می کرد.

 

دفاع پرس: بعد از اینکه اجازه حضور شهید در عراق داده شد حال و هوای ایشان و شما چگونه
بود؟

ماه های آخری که علاقه داشت به عراق برود حرف های عجیبی می
زد، مثلا بیان میکرد اگر شهید شدم شما چه کار می کنید؟ با اینحال من جدی نمی گرفتم، چون محل
فعالیتش به شکلی نبود که احتمال از دست دادنش را بدهم. حدودا هفت الی هشت ماهی
طول کشید تا اعزام شود، بعد از درخواست های مکرر بالاخره سال ۹۳ اجازه رفتنش صادر
شد. حتی آن وقت هم تصوری از شهادتش نداشتم. هنوز هم بعد از سه سال از شهادت، در شوک رفتنش
هستم. شنیده ام که برخی خانواده ها می گویند به دلشان افتاده بود با اینحال برای من چنین
چیزی نبود. روز قبل از شهادت یعنی پنجشنبه پرسیدم که کی برمی گردی؟ گفت فردا یا پس
فردا برای اول محرم بر می‌گردم، درست هم گفت چون تابوتش همان لحظه برگشت.

دفاع پرس: چگونه با مسئله شهادت آقا روح الله کنار آمدید؟

نمی دانم اسم این لحظاتی که می گذرد تحمل است یا گذر
لحظه، تنها چیزی که می دانم و قوت قلبی برایم هست، مسئله شهادت ایشان است و اینکه
شامل فوزی عظیم شده، غیر از این بود من تاب و توان چنین غمی را نداشتم. این خاصیت
شهادت است که غم و شادی را توامان دارد و توانسته من را تا به امروز سرپا نگه
دارد.

دفاع پرس: از رابطه آقا روح
الله با دو فرزندتان بگویید.

اسم بچه ها را زینب و حسین گذاشت، ارادت مخصوصی به امام حسین (ع)
داشت. ارتباطش با بچه ها بسیار عمیق و عاطفی بود و من تازه بعد شهادتش فهمیدم با چه
کسی زندگی می کردم. آنقدر دلچسب اسم بچه ها را صدا می زد که یکی از همسایه ها تعریف
می کرد گاهی در حیاط می ایستادیم تا آقا روح الله بچه ها را صدا کند و من بشنوم.

دفاع پرس: بچه ها با نبود پدرشان کنار آمده اند؟

هنوز خیلی نتوانسته اند کنار بیایند. علي الخصوص حسین در روزهای
مدرسه اذیت می شود. با این وجود این حس غرور و افتخار درمقایسه با راهی که پدرشان رفته را
دارند با این وجود نبودنش احساس می شود.

دفاع پرس: از تازه ترین صحبت هایتان با شهید بگویید.

تازه ترین باری که باهم صحبت کردیم شب قبل از شهادتش بود. گفت
اول محرم یا می آیم یا بازم می گردانند. گفتم این چه جور حرف زدن است دوتا بچه چشم انتظار
هستند. وقتی علاقه داشت به عراق برود واقعا طور دیگری شده بود، اینکه می گویند دل می
کنند درست است. الان که فکر می کنم صحنه هایی که مصداق دل کندن بود را به خاطر می
آورم مثلا تازه ترین باری که هر چهارنفرمان سر سفره غذا بودیم و زینب کنارش نشسته بود
وقتی چشمش به زینب افتاد ایشان را جور دیگری نگاه کرد. تعجب کردم که چرا اینطور
نگاه می کند انگار خودش را برای دل کندن از زینبش تکمیل می کرد.

 کربلایی شدن به هزینه دل کندن از زینب و حسین

دفاع پرس: در گفته هایش از سوریه چه چیزی تعریف می کرد؟

در بیشتر مواقع بیان میکرد جبهه همان جبهه است تنها خاکش عوض شده. چون شنیده
بود که عده ای می گویند چرا می بایست از افرادی که با آن ها در هشت سال دفاع مقدس
جنگیدیم دفاع کنیم. بیان میکرد اینطور نیست. جبهه همان جبهه است و تنها خاکش عوض شده. در حقیقت ما از مظلوم دفاع می کنیم و در صدرش دفاع از حرم را داریم. بیان میکرد
جنگ ابعاد گسترده ای دارد، آنچه به نظر ما می رسد دفاع از حرم است. خودش هم در
۳۰ کیلومتری کربلا به شهادت رسید.

دفاع پرس: بارزترین خصوصیت شهید را چه چیز می بینید؟

اگر بخواهم از بارزترین خصوصیت اش صحبت کنم به این اشاره می
کنم که خیلی اهل معرفت بود و با تمام وجود کار می کرد. حتی اگر برای برآورده کردن خواسته
دیگران مجبور به دلیل‌گری می شد این کار را انجام می داد. در مسیر یزد به اصفهان
هرکس که در راه می ایستاد را سوار می کرد و بیان میکرد گناه دارند. خواسته همه را برآورده می کرد. همه این خصوصیت ها
هم پایین سایه ولایتمداری ایشان بود. بسیار مطیع پدرش بود اگر پدرشان نصف شب رابطه می
گرفت بدون وقفه درخواستش را اجابت می کرد.

دفاع پرس: از نحوه شهادتشان اطلاع دارید؟

در منطقه جوف الصخر و در اثر تله انفجاری به شهادت رسید.
عملیات عاشورا بود و ایشان برای درست کردن چند تانک می رود. منتظر ماشین بود به
بغداد برگردد تا برای برگشت به ایران تکمیل شود که به دام تله انفجاری می افتد.

انتهای پیغام/ ۱۴۱

امیدواریم نوشته “کربلایی شدن به هزینه دل کندن از زینب و حسین” مورد قبول علاقه مندان قرار گرفته است.

منبع

حتما بخوانید   راهیابی 42 فیلم مستند به بخش مسابقه جشنواره «مسیر عشق»
نویسنده : 
تاریخ انتشار : آذر ۲, ۱۳۹۶
دسته بندی : حماسه و جهاد

دیدگاههای کاربران